𝐇𝐢 𝐰𝐞𝐥𝐜𝐨𝐦𝐞 𝐭𝐨 𝐦𝐲 𝐩𝐚𝐠𝐞 𝐬𝐰𝐞𝐞𝐭𝐡𝐞𝐚𝐫𝐭✨

𝐇𝐢 𝐰𝐞𝐥𝐜𝐨𝐦𝐞 𝐭𝐨 𝐦𝐲 𝐩𝐚𝐠𝐞 𝐬𝐰𝐞𝐞𝐭𝐡𝐞𝐚𝐫𝐭✨
سیلامممم به ناناصیز های خودممم 😼
صبح جمعتون بخیررر عسلاا🤏😝
راشل باز با یه پارت دیگه مزاحمتون شددد🤡
بچه ها اسلاید دوم و سوم عکس لویا و دریکه که دادم چت جی پی تی درستش کرددد خودم پشماممم ریختتت انتظار نداشتم انقد خوب در بیارهههه😳
( راستییی چون امتحانام تموم شد به احتمال زیاد به علاوه ی جمعه ها روزای دیگه هم پارت بدممم🤗)
𝙋𝙖𝙧𝙩21
لویا
دریک به سمت آنها رفت و با حالتی جدی اما نرم تر بهشون گفت:واقعا از ته قلب از کارم پشیمونم ولی لطفا از این به بعد هر کمکی که لازم داشتین با خودم درمیون بزارین.
خاله فلا از این حرف دریک خوشش نیومد و کمی جلو تر رفت و بلند گفت: دریک یعنی چی؟
دریک به نشانه ی توقف حرف خاله دستش رو بالا برد و رو به خاله گفت: لازم نمی‌دونم خانواده ام رو درگیر گند کاریای خودم کنم. همین الانم درگیر شدن.
و رو به پدر و مادر لوکاس برگشت و در کاغذ شماره ای نوشت و گفت: این شماره رو داشته باشین و هر کمک مالی ای که می‌خواین به این زنگ بزنید. مادر لوکاس تکه کاغذ رو گرفت و به آن نگاه کرد.
ناگهان پدر لوکاس با پوزخند و سیگاری در دهانش نزدیک همسرش درست روبه‌روی دریک شد و گفت: چه پسر خانواده دوست و جنتلمنی.
و بعد مکثی، به دریک نزدیک تر شد و با حالتی که نفرت درونش بود، ادامه داد: ولی پسر ما به این چرندیات احتیاج نداره تنها چیزی که نیاز داره پوله. تا درمان شه. بعد تو یه نیم وجبی میخوای پولش رو بدی؟. بعد از گفتن این یک کام دیگر از سیگارش گرفت.
مادر لوکاس دستش رو روی قفسه سینه ی مرد فشار داد و گفت: تمومش کن.
مرد همین که این رو شنید چند قدم عقب رفت اما هنوز هم نگاه های تیزی به دریک داشت.
مادر لوکاس به آرامی نگاهی به دریک کرد و گفت: این خوبه که مراقب و دلسوز خانوادتی.
منم انتظار درمان مالی از تو ندارم.
هرچند که تو تو این جریان دست داری ولی پسر منم کم گناهکار نیست. بعد کاغذ رو به دریک پس داد و گفت: خودت رو درگیر پرداخت هزینه های پسر من نکن. ما از پسش بر میایم.
بعد رو به خاله و عمو گفت: بنظرم بی دلیل شمارو تا اینجا کشوندم عذر می‌خوام.
ما فقط یه بار اضافی رو دوشتونیم.
همین که این رو گفت خاله پاسخ داد: نه این حرف رو نزن هر کمکی باشه ما میکنیم.
نگران هزینه ها نباش و لطفا شماره رو قبول کن .
دریک بار دیگه شماره رو به سمت زن گرفت: زن نگاهی پر از تردید کرد اما مرد بدون مکث آمد جلو و شماره رو گرفت و گفت: چقد مرددی، زن. اونا باید پولش رو بدن. زن به پهلوی مرد ضربه ای زد و گفت: هیسس.
بعد با لبخند رو به خاله گفت: ممنونم.
دیدگاه ها (۲۳)

𝐇𝐢 𝐰𝐞𝐥𝐜𝐨𝐦𝐞 𝐭𝐨 𝐦𝐲 𝐩𝐚𝐠𝐞 𝐬𝐰𝐞𝐞𝐭𝐡𝐞𝐚𝐫𝐭✨نوبتیم باشه نوبته ترند بانو...

𝐇𝐢 𝐰𝐞𝐥𝐜𝐨𝐦𝐞 𝐭𝐨 𝐦𝐲 𝐩𝐚𝐠𝐞 𝐬𝐰𝐞𝐞𝐭𝐡𝐞𝐚𝐫𝐭✨سیلاممم به ناناصیز های خودم...

𝐇𝐢 𝐰𝐞𝐥𝐜𝐨𝐦𝐞 𝐭𝐨 𝐦𝐲 𝐩𝐚𝐠𝐞 𝐬𝐰𝐞𝐞𝐭𝐡𝐞𝐚𝐫𝐭✨سیلاممم به ناناصیز های خودم...

𝐇𝐢 𝐰𝐞𝐥𝐜𝐨𝐦𝐞 𝐭𝐨 𝐦𝐲 𝐩𝐚𝐠𝐞 𝐬𝐰𝐞𝐞𝐭𝐡𝐞𝐚𝐫𝐭✨بچه ها پارت جدید ناناصا💕حما...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط