تکپارتی نیکی

تکپارتی نیکی
نیکی خسته و کوفته روی صندلیِ اتاق گریم افتاده بود. به محض اینکه وارد شدی، چشماش برق زد. بلند شد و با همون لباسای صحنه، محکم بغلت کرد و صورتش رو گذاشت توی گودی گردنت.

«فقط منتظر بودم این لعنتی تموم شه که برگردم پیش تو…»

صدای نفساش رو نزدیک گوشت حس می‌کردی. نیکی ازت فاصله گرفت، دستاشو گذاشت دو طرف صورتت و با یه لحنِ خش‌دار و دلبر گفت: «بهم بگو وقتی داشتم می‌خوندم، فکرت پیشِ من بود؟ چون تمامِ مدتِ روی صحنه، من داشتم فقط تو رو تصور می‌کردم که اون پایین ایستادی و داری نگام می‌کنی. تو همه‌ی انرژیِ منی، ا/ت.»
دیدگاه ها (۰)

تکپارتی نیکی

تکپارتی نیکیروی مبل دراز کشیده بودید و فیلم می‌دیدید، ولی صا...

یه چندتا تکپارتی از نیکیمون نشه؟

تکپارتی نیکی درخواستی ازدواج اجباری ـــــــــــ ویو ا/ت ــــ...

🩵💙🩵💙اگه موقع آشپزی ببیننت.....🥦🥬🫑ایزانا: ..داشتی سالاد درست ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط