آنکه مست آمدودستی به دل مازد ورفت

آنکه مست آمدودستی به دل مازد ورفت
دراین خانه ندانم به چه سودازدو رفت
خواست تنهایی مارابه رخ ما بکشد
تنه ای بر در این خانه تنها زدو رفت
دل تنگش سرگل چیدن ازاین باغ نداشت
قدمی چندبه آهنگ تماشازدو رفت
دیدگاه ها (۲)

من از اینجا خواهم رفتو فرقی هم نمی کندکه فانوسی داشته باشم ی...

ساعت از نیمه شب شرعی امشب رد شد...من کجا ، خواب کجا چون خبرت...

یک شبحوالی همین ساعتیک شب بخیر گفتی ویک عمرِ بیدارم....

آرامش در قلبی استکه درتصرف خداست...اگه یه وقتتنها شدی، اینو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط