السلام علی الشجر النبوی و الدوح

السَّلامُ عَلَی الشَّجَرَةِ النَّبَوِیَّةِ وَ الدَّوْحَةِ الْهَاشِمِیَّةِ ...


اگرچه کاسه ی شیری به دست های امام است
طبیب حاذق کوفه نوشته کار تمام است

سرم شکسته و راحت شدم ز غربت دنیا
سلام من به مدینه، به قبر مخفی زهرا

نماز مسجد کوفه شده بدونِ مؤذّن
سلام من به مدینه، به قبر کوچک محسن

غم و مصیبت زهرا میانِ خانه کمین زد
درِ شکسته و میخش مرا شکست و زمین زد

اگرچه بسته دو چشمم، ولی هنوز به هوشم
صدای ضربه ی سیلی است، پشتِ پرده گوشم

زمان آن شده گویم همه وصیّت خود را
در این اتاق نماند به غیره بچه ی زهرا

حسین هست و حسن هست پس کجاست ابالفضل
عزیز کرده ی زهرا، عزیزِ ماست ابالفضل

سپرده ام به غرورش، غرورِ انسیه ها را
خراش و خدشه نیفتد به روی چادر آن ها

شده است خیره نگاهم به دیده ی تَرِ زینب
شده عذاب برایم، غبار معجر زینب

لطفا اگر شاعرش را میشناسید اطلاع دهید
دیدگاه ها (۲)

السَّلامُ عَلَی الشَّجَرَةِ النَّبَوِیَّةِ وَ الدَّوْحَةِ ال...

کیسه های نان و خرما خواب راحت می کننددست های پینه دارش استرا...

السَّلامُ عَلَی الشَّجَرَةِ النَّبَوِیَّةِ وَ الدَّوْحَةِ ال...

سخن آهسته شدی عازم برای دیدن یاسخزان می گردد از داغ تو اح...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط