Knife Dead
Knife Dead
…ᘛ⁐̤ᕐᐷPart ۱۴۳…ᘛ⁐̤ᕐᐷ
دکتر : بفرمایید شما باید جئون جونکوک باشید درسته
جونکوک: بله خودمم ... حاله همسرم چطوره
خانم دکتر روی صندلی کنار تخت سفید نشست بعد از دستکش کردن تو دست هایش و بطری سفید رنگ را برداشت
دکتر: بفرمایید نزدیک تر وایستید تا خوب تر فرزنده خودتون رو ببینید
جونکوک کمی عصبی تر رفتار دکتر رو عصباش راه رفت و گفت
جونکوک: بسه دیگه چرتو پرت نکو بگو که حال بچم و همسرم خوبه یا نه
خانم دکتر کمی اخم کرده گفت
دکتر : آقای محترم حالشون خوبه پس آروم بایستید تا بهتون نشون بدیم
دخترک بیحال پلک از رو هم برداشت و لبخند زوری تحویل جونکوک داد بلافاصله دست ای که سرم بهش وصل بود را بلند کرد و درخواست گرفتن دست معشوق اش را کرد
جونکوک زود سمتش رفت و دستش را در دستش گرفت و انگشت های هم را قفل هم کردن ...
خانم دکتر مشغول بالا بردن بیراهن ات شد و دکمه شلوار جین از را باز کرد آن مای سفید را روی شکم دخترک ریخت حس ای که درونش یخ زده بود را بهش داد و کله تار موهای بدنش سیخ شدن ..
جونکوک چشم دوخته به کار های دکتر و کم کم دید اش را به تلویزیون بیرنگ برد
خانم دکتر با لبخند گفت : ببینید این وروجک چه شیطون بازی میکنه
جونکوک : اون ... بچه هستش درسته ؟
دخترک با چشم های بیحال به صفحه تلویزیون چشم دوخته حلقه دست های هم را سفت تر کردن و همچنین دخترم لب زد
ات: جونکوکم ...ببین اون جی جی هستش
جونکوک هنوزم محو آن ویدیو شده بود و هیچگاه چیزی به این قشنگی ندیده بود لبخند محوی زد و سری تکون داد
دکتر: میگن زیبا ترین آهنگ دنیا رو تپش قلب فرزند خودشون میدون میخواهید گوش بدین
دخترک نگاهی به جونکوک انداخت و با چشم های پر از اشک چشم دوخته به جونکوک گفت
ات؛ میخواهی ؟
جونکوک لبخندی رو و در آن چشم های براق چشم دوخت
جونکوک: البته که آره ..... ثانیه ای نگذشت که صدای زیبا برای ات و جونکوک در ها بخش شد کم کم اشک های دخترک روی گونه هایش جاری شدن جونکوک بلافاصله دست دخترک را سمته دهنش برد و بوسی سفتی روش گذاشت
خانم دکتر با لبخند گفت ... : میخواهید بدونید که بچه شما دختره یا پسر ؟
دخترک اشک هایش را پاک کرد و با صدا گرفته گفت
ات: خب ..
…ᘛ⁐̤ᕐᐷPart ۱۴۳…ᘛ⁐̤ᕐᐷ
دکتر : بفرمایید شما باید جئون جونکوک باشید درسته
جونکوک: بله خودمم ... حاله همسرم چطوره
خانم دکتر روی صندلی کنار تخت سفید نشست بعد از دستکش کردن تو دست هایش و بطری سفید رنگ را برداشت
دکتر: بفرمایید نزدیک تر وایستید تا خوب تر فرزنده خودتون رو ببینید
جونکوک کمی عصبی تر رفتار دکتر رو عصباش راه رفت و گفت
جونکوک: بسه دیگه چرتو پرت نکو بگو که حال بچم و همسرم خوبه یا نه
خانم دکتر کمی اخم کرده گفت
دکتر : آقای محترم حالشون خوبه پس آروم بایستید تا بهتون نشون بدیم
دخترک بیحال پلک از رو هم برداشت و لبخند زوری تحویل جونکوک داد بلافاصله دست ای که سرم بهش وصل بود را بلند کرد و درخواست گرفتن دست معشوق اش را کرد
جونکوک زود سمتش رفت و دستش را در دستش گرفت و انگشت های هم را قفل هم کردن ...
خانم دکتر مشغول بالا بردن بیراهن ات شد و دکمه شلوار جین از را باز کرد آن مای سفید را روی شکم دخترک ریخت حس ای که درونش یخ زده بود را بهش داد و کله تار موهای بدنش سیخ شدن ..
جونکوک چشم دوخته به کار های دکتر و کم کم دید اش را به تلویزیون بیرنگ برد
خانم دکتر با لبخند گفت : ببینید این وروجک چه شیطون بازی میکنه
جونکوک : اون ... بچه هستش درسته ؟
دخترک با چشم های بیحال به صفحه تلویزیون چشم دوخته حلقه دست های هم را سفت تر کردن و همچنین دخترم لب زد
ات: جونکوکم ...ببین اون جی جی هستش
جونکوک هنوزم محو آن ویدیو شده بود و هیچگاه چیزی به این قشنگی ندیده بود لبخند محوی زد و سری تکون داد
دکتر: میگن زیبا ترین آهنگ دنیا رو تپش قلب فرزند خودشون میدون میخواهید گوش بدین
دخترک نگاهی به جونکوک انداخت و با چشم های پر از اشک چشم دوخته به جونکوک گفت
ات؛ میخواهی ؟
جونکوک لبخندی رو و در آن چشم های براق چشم دوخت
جونکوک: البته که آره ..... ثانیه ای نگذشت که صدای زیبا برای ات و جونکوک در ها بخش شد کم کم اشک های دخترک روی گونه هایش جاری شدن جونکوک بلافاصله دست دخترک را سمته دهنش برد و بوسی سفتی روش گذاشت
خانم دکتر با لبخند گفت ... : میخواهید بدونید که بچه شما دختره یا پسر ؟
دخترک اشک هایش را پاک کرد و با صدا گرفته گفت
ات: خب ..
- ۱۶.۱k
- ۱۲ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط