مافیایه عشق P:46
مافیایه عشق P:46
هان
از وقتی که پام رو تو این خونه گذاشتم نگاه خیره اون عوضی منحرف روم سنگینی میکرد وقتی هم نگاهش میکردم که شاید خجالت بکشه ولی اون با خونسردی نگاهم میکرد داشتم کم کم زیر نگاهش اب میشدم
سونگمین: فلیکس خیلی دیر نکرد ؟
نگاه کوتاهی بهش کردم و کمی تو جام تکون خوردم و بلند شدم
هان:من میرم صداش کنم
جونگین: هیونگ میخواهی منم بیام
به سمتش برگشتم لبخندی زدم و کمی موهاش رو به هم ریختم
هان :نه الان برمیگردم
جونگین اروم سری تکان داد که به سمت پله ها رفتم که نرسیده بهشون اون منحرف جلوم ایستاد
لینو :اجازه نداری بری بالا
اخمی کردم و کمی سرم رو کج کردم
هان:اخه به تو چه
لینو: به من مربوطه چون باید مراقب باشم کسی مزاحم رئیسم نشه
هان :ولی دوست من پیششه
لینو:خودش میاد
کمی جلو رفتم و فاصلمون رو کم کردم و جدی نگاهش کردم
هان :از سر راهم برو عقب وگرنه ...
لینو ابرویی بالا داد و پوزخندی زد
لینو: وگرنه چی؟ هوم ؟وگرنه میبوسیم ؟
هان شوکه اخمی کرد
هان:چی میگی عوضی من کی گفتم میخوام ببوسمت اخه؟
لینو خنده ارومی کرد و یکدفعه سمتش خم شد که هان ترسیده دستش رو روی شونه هایش گذاشت که لینو نزدیک گوشش با صدای بمی زمزمه کرد
لینو:من که بدم نمیاد هانی
هان:ب...برو عقب
لینو: یک روز به دستت میارم اونم روی تختم
سونگمین: هی از دوستم دور شو چی داری بهش میگی
سونگمین فرشته نجات هان شد لینو پوزخندی زد و از هان فاصله گرفت و دستاش رو به نشانه تسلیم بالا اورد
لینو: من چیزی نگفتم
هان که کمی به خودش اومده بود نفس ارومی کشید و گفت
هان:م...من میرم ....بالا
و خیلی اروم از کنار لینو رد شد و از پله ها بالا رفت...
#فیک #استری_کیدز #هیونجین #هوانگ_هیونجین #فلیکس #لی_فلیکس #استریکیدز #هیونلیکس
هان
از وقتی که پام رو تو این خونه گذاشتم نگاه خیره اون عوضی منحرف روم سنگینی میکرد وقتی هم نگاهش میکردم که شاید خجالت بکشه ولی اون با خونسردی نگاهم میکرد داشتم کم کم زیر نگاهش اب میشدم
سونگمین: فلیکس خیلی دیر نکرد ؟
نگاه کوتاهی بهش کردم و کمی تو جام تکون خوردم و بلند شدم
هان:من میرم صداش کنم
جونگین: هیونگ میخواهی منم بیام
به سمتش برگشتم لبخندی زدم و کمی موهاش رو به هم ریختم
هان :نه الان برمیگردم
جونگین اروم سری تکان داد که به سمت پله ها رفتم که نرسیده بهشون اون منحرف جلوم ایستاد
لینو :اجازه نداری بری بالا
اخمی کردم و کمی سرم رو کج کردم
هان:اخه به تو چه
لینو: به من مربوطه چون باید مراقب باشم کسی مزاحم رئیسم نشه
هان :ولی دوست من پیششه
لینو:خودش میاد
کمی جلو رفتم و فاصلمون رو کم کردم و جدی نگاهش کردم
هان :از سر راهم برو عقب وگرنه ...
لینو ابرویی بالا داد و پوزخندی زد
لینو: وگرنه چی؟ هوم ؟وگرنه میبوسیم ؟
هان شوکه اخمی کرد
هان:چی میگی عوضی من کی گفتم میخوام ببوسمت اخه؟
لینو خنده ارومی کرد و یکدفعه سمتش خم شد که هان ترسیده دستش رو روی شونه هایش گذاشت که لینو نزدیک گوشش با صدای بمی زمزمه کرد
لینو:من که بدم نمیاد هانی
هان:ب...برو عقب
لینو: یک روز به دستت میارم اونم روی تختم
سونگمین: هی از دوستم دور شو چی داری بهش میگی
سونگمین فرشته نجات هان شد لینو پوزخندی زد و از هان فاصله گرفت و دستاش رو به نشانه تسلیم بالا اورد
لینو: من چیزی نگفتم
هان که کمی به خودش اومده بود نفس ارومی کشید و گفت
هان:م...من میرم ....بالا
و خیلی اروم از کنار لینو رد شد و از پله ها بالا رفت...
#فیک #استری_کیدز #هیونجین #هوانگ_هیونجین #فلیکس #لی_فلیکس #استریکیدز #هیونلیکس
- ۳.۵k
- ۰۲ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط