چنان که دست گدایی شبانه می لرزد

چنان که دست گدایی شبانه می لرزد
دلم برای تو ای بی نشانه می لرزد

هنوز کوچه به کوچه، حکایت از مردی ست
که دستِ بسته او عاشقانه می لرزد

چه رفته است به دیوار و در که تا امروز
به نام تو در و دیوار خانه می لرزد

چه دیده در که پیاپی به سینه می کوبد؟
چه کرده شعله که با هر زبانه می لرزد؟

هنوز از آنچه گذشته است بر در و دیوار
به خانه چند دلِ کودکانه می لرزد

دگر نشان مزار تو را نخواهم خواست
که در جواب، زمین و زمانه می لرزد

ز من شکیب مجو، کوه صبر اگر باشم
همین که نام تو آرند شانه می لرزد
دیدگاه ها (۱)

.

.

.

همیشہ ســــــــــادہ بودَم .. ســــــــــادہ سل...

پارت ۲۶یک روز بعد از اون شبِ وحشتناک ، جو خونه سنگین‌تر از ه...

#موکل_خطرناک_من#رمان_درخواستی پارت15ویو اتبوی ضد...

سایه ای در راه رو های نقره ای

007-پنهان در مه - پارت ۷۱

چنان که دست گدایی شبانه می لرزددلم برای تو ای بی نشانه می لر...

چنانکه دست گدایی شبانه می لرزددلم برای تو ای بی نشانه می لرز...

هنوز کوچه به کوچه،حکایت از مردیستکه دستِ بسته ی او عاشقانه م...

ای آنکه فراقت شده اندوه زمانهجاری شده از هجر رخت اشک شبانهغا...

786مظلومه یا زهرا ... ( سلام الله علیها )شتابان تر از ...

به شمعی دل سپردم تا سحرگاهو او در آتش دل در زبانهبه او دل دا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط