شرم میکنم با ترازوی کودکی گرسنه که کنج خیابان نشسته..

شرم میکنم با ترازوی کودکی گرسنه که کنج خیابان نشسته..
وزن سیری خودم را بکشم...
دیدگاه ها (۱)

ﺍﮔـﺮ ﺍﻣـﺸﺐ ﻫﻢ ﺍﺯ ﺣﻮﺍﻟﯽ ﺩﻟﻢ ﮔﺬﺷﺘـﯽ، ﺁﻫﺴﺘﻪ ﺭﺩ ﺷﻮ ﻏﻢ ﺭﺍ ﺑﺎ ﻫﺰﺍﺭ...

اینجا ایران نیست !اینجا ایران نیست !در یک چهار راه، که ادرسش...

هوای دونفره ،نه باران میخواهد نه ابری...نه پاییزی..کافیست فق...

کارگر خسته سکه ای از جیب کهنه اش دراورد تا صدقه دهد..اماجمله...

درون خانه ندارم رفیق! تاب خودم را مگر شبی بکشم کنج یک خرابه ...

امیرعلی علیپوریان فوتبالیست بازیکن نوجوان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط