ازآن زمان که دلم گشت مبتلای شما

ازآن زمان که دلم گشت مبتلای شما

تمام زندگیم وقف شد برای شما

سنین کودکی ام یاد داده مادر من

بگویم و بنویسم ، سرم فدای شما
دیدگاه ها (۱)

طفل دل را به نیل اشک سپردزائری که رسید خسته حرمباور چشم­­های...

مرغ پر بسته ام و نیِّت قافی دارم                           ه...

مقیم   کوی    شمایم   بگو   کجا    بروماز   این   حریم  مصفا...

امشب کران درد دلم بی کران شدهباران ابرهای غمم بی امان شدهباز...

اصلا چرا دروغ، همین پیش پای توگفتم که یک غزل بنویسم برای تو....

کاش میتوانستم صدای تو را بنویسم ، سراسیمه و دلتنگ .. عزیزجان...

ماببازیمم بازم بردیم خدایا شکرت با وجود چنین مردمان باغیرت و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط