[پارت نهم ]
[پارت نهم ]
در عمارت سکوتی بود که ترسناک به نظر میرسید
خاندان جئون و کیم در کنار هم نشسته بودند
جئون سکوت را شکست
•جئون
امشب اینجا جمع شدیم تا در مورد زمان و مکان جشن عروسی صحبت کنیم
•همسر جئون•
امم عزیزم به نظرت زود نیست
این دوتا جوون همو خوب نمیشناسن
•جئون
شناختی نیاز نیست هرچه سریع تر جشن برگزار شه بهتره
•کیم اعظم
تاریخ جشن بسه دو هفته دیگه چطوره؟
•رورا
چ...چیی؟
•جئون
دخترم مشکلی با تاریخ داری؟
•رورا
من.. ام ..خب ....
•جونگ کوک
پدر باید بهمون زمان بدید
تا بتونیم خوب درک کنیم
•جئون
گفتم که زمان آشنایی نیاز نیست
•رورا
آقای جئون امیدوارم درک کنید برای ما سخته با هم کنار بیایم
جونگ کوک پوزخندی زد
تو دلش .....
هه کنار بیایم ههه
در عمارت سکوتی بود که ترسناک به نظر میرسید
خاندان جئون و کیم در کنار هم نشسته بودند
جئون سکوت را شکست
•جئون
امشب اینجا جمع شدیم تا در مورد زمان و مکان جشن عروسی صحبت کنیم
•همسر جئون•
امم عزیزم به نظرت زود نیست
این دوتا جوون همو خوب نمیشناسن
•جئون
شناختی نیاز نیست هرچه سریع تر جشن برگزار شه بهتره
•کیم اعظم
تاریخ جشن بسه دو هفته دیگه چطوره؟
•رورا
چ...چیی؟
•جئون
دخترم مشکلی با تاریخ داری؟
•رورا
من.. ام ..خب ....
•جونگ کوک
پدر باید بهمون زمان بدید
تا بتونیم خوب درک کنیم
•جئون
گفتم که زمان آشنایی نیاز نیست
•رورا
آقای جئون امیدوارم درک کنید برای ما سخته با هم کنار بیایم
جونگ کوک پوزخندی زد
تو دلش .....
هه کنار بیایم ههه
- ۱۱۲
- ۱۴ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط