عشق یا نفرت

عشق یا نفرت؟
(طابع قوانین ویسگون)
P⁴⁰
جونگکوک:کـ...کجا میری؟
ا/ت:به تو ربطی نداره
جونگکوک:نرو(دستم رو میگیره)
ا/ت:به من دست نزن(دستم رو میکشم)
جونگکوک:ا/ت خواهش میکنم(جلوم میاد)
ا/ت:برو اون ور(جونگکوک رو هل میرم)
*جونگکوک از پله ها افتاد پایین،سریع سمتش دوییدم،زمین رو داشت خون میگرفت،عموم اومد پایین*
ا/ت:جـ...جونگکوک(گریه)
پ.جونگکوک:ا/ت..چیشده؟
ا/ت:(به عموم نگاه میکنم)عـ..عمو(گریه)
*عموم نزدیک تر اومد،جونگکوک رو دید اشکاش توی چشمش جمع شد،سریع زنگ زد اورژانس،بعد از پنج دقیقا اورژانس رسید،کل خانواده بیدار شده بودن،زن عموم گریه میکرد،دستام میلرزید..من..من چیکار کردم؟*
+:فقط ی نفر میتونه با ما بیاد
پ.جونگکوک:من..من میام
*عموم با هاشون سوار شد،منم ماشینم رو روشن کردم،زن عموم داشت گریه میکرد،نمیشد ارومش کرد،پس اونم سوار ماشین شد،اشکام میریخت و سرعت ماشین زیاد بود،وقتی رسیدیم بیمارستان دوییدیم داخل،جونگکوک رو بردن اتاق عمل،ما دم درد اتاق عمل نشستیم،عموم داشت زن عموم رو اروم میکرد،اما زن عموم با اعصبانیت و گریه شروع کرد به حرف زدن*
م.جونگکوک:چرا..چرا چمدونت رو بسته بودی؟
ا/ت:مـ...من..
م.جونگکوک:چطوری اون اتفاق برای جونگکوک افتاد
ا/ت:(سکوت)
م.جونگکوک:جواب منو بده(داد،گریه)
*زن عموم بهم حمله کرد،موهام رو میکشید و با لگد توی شکمم میزد*
م.جونگکوک:تقصیر توعه..تقصیر توعه(داد)
پ.جونگکوک:
*زن عموم رو عقب کشید،بغلش کرد و زن عموم توی بغلش گریه میکرد،اما من بهش حق میدم*
(کره=ساعت 12:13 AM)
*زن عموم یکم اروم شده بود،رفتم توی حیاط پیشش*
ا/ت:ز..زن عمو..
م.جونگکوک:ا/ت..متاسفم..ی لحظه..حالم بد شد..
ا/ت:حق میدم بهتون..میشه حرف بزنیم؟
م.جونگکوک:باشه(دماغش رو بالا میکشه)
ا/ت:
*کنار زن عمو نشستم،برای چند ثانیه سکوت کردم و سعی کردم بغض توی گلوم رو قورت بدم*
ا/ت:فقط..فقط شما میدونید من و جونگکوک توی بچگی هم رو دوس داشتیم..
م.جونگکوک:اره..هیچ کس به جز من نمیدونه..
ا/ت:امـ...امشب جونگکوک اومد دنبالم خونه الا
م.جونگکوک:خب؟(شوکه)
ا/ت:به دروغ گفت پدر بزرگ حالش بده،منم سریع سوار ماشینش شدم،اما وسط راه فهمیدم دروغ میگه
*همون طور که تعریف میکردم بغضم ترکید*
ا/ت:بعد منو برد ی جایی..(گریه)دعوامون شد..منم خواستم برم فرانسه..(گریه)خواست جلوم رو بگیره..ولی من هولش دادم(گریه)
*همون طور که گریه میکردم زن عموم یهو بغلم کرد،گریه‌م شدت گرفت*
م.جونگکوک:هیس...خوب میشه..جونگکوک خوب میشه(موهام رو نوازش میکنه)


ادامه دارد...
دیدگاه ها (۲۷)

عشق یا نفرت؟ (تابع قوانین ویسگون) P⁴¹*دو هفته میگذره..چرا بی...

#ناشناس

عشق یا نفرت؟ (طابع قوانین ویسگون) P³⁹*وقتی الا در رو باز کرد...

عشق یا نفرت؟ (طابع قوانین ویسگون) P³⁸(کره=ساعت 7:21 PM) *توی...

عشق مافیا

عشق مافیا

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط