گمشده در تو

گمشده در تو
پارت۹
بورا ـ بل..عه شما اینجا چیکار میکنین؟*استرسی*
کوک ـ ات چش شده؟چرا بیمارستان..*ات رو دید* ا..اتتت چیشدهه هقق*گریه*
یونگی ـ یاااا پیشییی چیشدههه؟*بغض*
تهیونگ ـ نمیخای توضیح بدی؟؟
بورا ـ....
تهیونگ ـ هاااا*داد*
بورا ـ هقق ات میخاست بیاد پیش من..هقق بعد بهم زنگ زد هق گفت برم پیشش هقق پارک سر کوچمون..منم رفتم دیگه هقق ات پخش زمینهههه ههققق*گریه*
تهیونگ ـ ینی چییی...چجوریی پ برای چییی*گریه*
یونگی ـ ییااا هقق چرا اصن رفتیی؟
ات ـ کــ...و.ک*بیحال*
کوک ـ ههههه اتتتت..خوبییی؟؟
ات ـ نه..شما چرا اینجایین؟
بورا ـ یااااا کو.نییی*داد*نمیدونی هقق چقد نگرانت شدمم*گریه*
ات ـ بیا بغلم ببینم جوجه*خنده*
بورا ـ یاا جوجه خودتی عنتر*رفت بغل ات*
یونگی ـ اهم..فک کنم ما باید بریم..
ات ـ عهه حواسم نبود...پسرا بیاین بغلم
(یونگی،تهیونگ و کوک رفتن بغل ات)
تهیونگ ـ ات..تو الان منو بخشیدی؟
ات ـ نه..
تهیونگ ـ باشه*دست ب سینه پشتشو ب ات کرد*
ات ـ بورا..میگم..ساعت چنده؟
بورا ـ ساعت ۴عه
ات ـ جدیییی*تعجب*یونگیاا تو خابت نمیاد؟
یونگی ـ خااپفف...چی کی من نههه کِی؟
ات ـ ادا در نیار..همتون برین خونه..بجز بورا..
تهیونگ ـ پ من چی؟
ات ـ توکه قهر بودی..
تهیونگ ـ معلومه...هنوزم قهرم
ـــــــــ
حیمایت؟
دیدگاه ها (۲۰)

گمشده در توپارت۱۵*اخر*(فینن ببینی چقد خوبم ی فیکو تو یروز گذ...

گمشده در توپارت۱۰بورا ـ بل..عه شما اینجا چیکار میکنین؟*استرس...

گمشده در توپارت۸کوک ـ عه زبونتو گاز بگیر..بزار بهش زنگ بزنمب...

گمشده در توپارت۷ات‌ویوداشتم واسه خودم قدم میزنمو ب اتفاقاتی ...

پدر خوانده عاشق پارت آخر.

Name:عشق و جداییPart:50ویو نویسندهزمانی که در اتاق رو باز کر...

پارت ۴ ویو ات : داشتم با لنا دنبال لباس میگشتم که دیدم لنا ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط