یه بنده خدایی میگفت بهش(پارتنرش) گفتم من باقلوا دوست دارم
یه بنده خدایی میگفت بهش(پارتنرش) گفتم من باقلوا دوست دارم، دیدم روز بعدش با این سینی اومد و میگه عذرمو بپذیر یکم روش سوخت فقط
منم گفتم از این به بعد من فقط باقلوا خونگی یکم روش سوخته دوست دارم
عشق یه همچین موردای کوچیک ولی شیرینیه:)
منم گفتم از این به بعد من فقط باقلوا خونگی یکم روش سوخته دوست دارم
عشق یه همچین موردای کوچیک ولی شیرینیه:)
- ۹۲۴
- ۱۸ بهمن ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط