از همون روز اول♥

از همون روز اول♥
#پارت.۱۰

#نیکا

دیانا: خوب بقیششششش

نیکا: بقیه ندارههه

پانیذ : دروغ میگه

دیانا: نیکا بگو منو دیوونه نکن

نیکا: باشه
بعدن برای تو دارم پانیذ خانوم

پانیذ😂😂

نیکا: هیچ بابا صبح من باهاش دعوا کردم

دیانا: واس چی ؟

نیکا: کرم میرزه

دیانا😐😐توضیحات بیشتر لطفا

نیکا: تو دانشگاه روپایی گرف من افتادم بعدش بهم خندین



************

ببخشید پارت کوتاه بود
جبران میکنم♥💙
دیدگاه ها (۹)

P21۲روز از روزی که آچا و سوسی باهم دیدار کرده بودن می‌گذشت،د...

پارت ۴رمان & دیوونه ترین عاشق شهر💃❤------------#نیکامتین : ب...

از همون روز اول💜♥#پارت.۳#دیانادیانا: 😐😐پانیذ: دیر شد مسخره ب...

حقیقت پنهان🌱part 21پانیذ: الانم اشکاتو پاک کن بریم بیرون. ن...

رمان‌عشق‌و‌عاشقی‌در‌فرودگاهPart:26تو راه هیچ حرفی بینمون رد ...

•رمان سرنوشت:)!.Part:15.🤍.نیکا: بزار حرفمو بزنم چند وقته پشت...

یک اغوش گرم پارات1

جغد کوچولوی من🦉: part: 17. 9ماه بعد: دیانا: توی این 9ماه چند...

پارت ششم دلبر نازمرفتم تو پانیذ تو دره بود🤣لباسم رو عوض کردم...

•انتقام•پارت پنجاهم✞︎🖤پانیذ: ببین اصلا دیگه من به رضا اهمیتی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط