حیــف که دیر

حیــف که دیر

کشــــف شد

دیوار مهــــربانی

خیـــاط ازل

از همان اول

ایـــن دل را

عجیــــب "تنـــگ" بر

سینـــه دوختــه بود

به گمانم دیگر

بایـــد اویزانـــش کنم!!!!!!!!!!!!!
دیدگاه ها (۳)

تابستان که از راه میرسددلم شور میزندنکند طعم گیلاسهای بازارم...

کافه تعطیل استچشم انتظار چه کسی نشسته ای؟آن یک " نفر " اگر آ...

خواب دیدمپرنده ها سقوط می کردندو چادر زنیاز سرِ حیایِ چشم ها...

وچه انتظار بزرگی استاینکه بدانیپشت هر "دوستت دارم"چقدردوستت ...

«کجا باید رفت؟ وقتی خودِ “مقصد” رفته است…این دل که تنگ شده، ...

شعر و چارپاره

وقت است تا برگ سفر بر باره بندیم / دل بر عبور از سد خار و خا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط