این هدیه را اگر نپذیری کجا برم

این هدیه را اگر نپذیری کجا برم
جان است جان! اگر تو نگیری کجا برم

یار عزیز! یوسف من کم تحمل است
این برده را برای اسیری کجا برم

بخت مرا سیاه چو گیسوی خود مخواه
موی سفید را سر پیری کجا برم

ای قلب زخم خورده ی بیمار، من تو را
گر پیش پای دوست نمیری کجا برم

جان هدیه ای ست پیشکش آورده از خودت
این هدیه را اگر نپذیری کجا برم
دیدگاه ها (۱)

راه گم کرده و با رویی چو ماه آمده ایمگر ای شاهد گمراه به راه...

#ابر می‌بارد و من می‌شوم از #یار جداچون کنم #دل به چنین روز ...

ناز من، عشق من! ز چشم ترم زود مروسر و جانم به فدایت ، ز برم ...

درسهایی که باید از این اشعار گرفت و فهمید و درک کرد...

Forced to be by your sideبه اجبار کنار تو part:8ویو جونگکوک ...

ظاهرا سیلی‌هایی که دولت امارات به خاطر مشارکتش در تجاوز آمری...

&شیسه.... تو باید بری. اونا می‌کشنتشیسه میدونست. خوب چیکار م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط