ساعتها روی یک صندلی نشستم و منتظر ماندم آفتاب طلوع کند ام

ساعتها روی یک صندلی نشستم و منتظر ماندم آفتاب طلوع کند اما از ابرها غافل ماندم.

Malkum X
دیدگاه ها (۲)

از پهن شدن روی موکت زبر خانه تا رسیدن برهنگی بدن به خاک ، رن...

تو نمیدانی و من توضیح نمی دهم ....Malkum X

سخت بود ، لقمه ایی که از بی خوابی از گلویم فرو رفت.Malkum X

پس از سالیان سال برای رسیدن به یک لذت ، ذهنم دچار پارکینسون ...

✅ اشتباهی روی صندلی آقا نشستم، روایت محمد صمیمی از اتفاقی خا...

✅ اشتباهی روی صندلی آقا نشستم، روایت محمد صمیمی از اتفاقی خا...

🦩🌷خورشید هر روز طلوع می‌کند در کشاکش ابر و آفتاب اما تو....د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط