چه عاشقانه زیستم چه بی صدا گریستم

چه عاشقانه زیستم چه بی صدا گریستم

چه ساده با تو هستم و چه ساده بی تو نیستم

عبدالجبار_کاکایی
دیدگاه ها (۱)

پاییز ...چمدانش را بستهانتهای جاده ی آذربه انتظار نشسته استن...

نگرانم!پاییز داردبه نارنج‌ها می‌رسداگر نیایی، تمامِ باغدِق م...

دوست داشتن... گاه نگاه است ...گاه سکوت... .من هم بانگاه کردن...

من بی تویک واژه‌ى ساده بيش نيستماما كنارت همچون یک كتاب عاشق...

من بی تو یک واژه‌ی ساده‌ای بیش نیستماما کنارت همچون یک کتاب ...

و ناگهان به یاد انچه با تو گذرانده بودم،گریستم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط