نوشته.قصه پریشب هست که 7نفردر ماشین پلیس گرسنه وتشنه هستن
نوشته.قصه پریشب هست که 7نفردر ماشین پلیس گرسنه وتشنه هستن.و باید در انبار راه بروند.ودیدن در یک هیعت یک نفرمرد تنها در اون خیابان بود.بغیر از این مرد و سرباز ها.وبهشهون گفت بیاین بخورید بیاشامید ویکی از سرباز ها باهاش عکس گرفتو بعد سرباز ها سوار ماشین شدن ورفتن پادگانشونو شروع کردن بین خودشون صحبت کردنو گفتن چطور امسال اینجا هیعت گذاشته بودن .بزارین پس از مدتی برگردیم پیش دوباره ازش غذا بخوریم .ولی وقتی به همون منطقه برمیگردن اثری نه از هیعت میبین نه از اونمرد .بسیار تعجب می کنن.و معتقد میشنکه اون مرد صاحب زمان است .اگه دقت کن رو اون مرد لباس سیاه پوش که هیچکی نمیتونه مثل اون مرد چفیه اش رو ببنده.واینکه شباهت امام حسین رو دارد.
- ۲۷۶
- ۲۴ آبان ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط