و دوست داشتم بیشتر ادامه بدم ، ولی بعدا ادامش میدم
و دوست داشتم بیشتر ادامه بدم ، ولی بعدا ادامش میدم
کوک از عمارتش خارج میشه و به طرف تهیونگ میره
عمارت ته :
ته : سلام کوک چه خبرا
کوک : سلام ته چیکارا میکنی
ته : به کارام میرسم
کوک : میای بریم بار
ته : اره ، بیا بریم
کوک: بزار یوری هم بیارم
ته : چرا
کوک : میترسم بلایی سرش بیاد
ته : خیلی نگرانشی ، خبرایی هست
کوک : اره دوست دخترمه
ته : اوه مبارککهه
کوک : خفه شو * پوزخند *
کوک و تهیونگ از عمارت خارج شدن و به طرف عمارت کوک رفتن
داخل عمارت:
کوک : اجوما ، یوری کجاست
اجوما : توی اتاقشه
کوک میره پیش یوری
ویو یوری : داشتم استراحت میکردم که کوک اومد
کوک : یوری باشو میخوایم بریم بار
یوری : خب برید ، من نمیام
کوک : میخوای تنبیهت کنم
یوری : نه خواهش میکنم
کوک : پس پاشو اماده شو
یوری : باشه
لباس یوری رو براتون میزارم
کوک از عمارتش خارج میشه و به طرف تهیونگ میره
عمارت ته :
ته : سلام کوک چه خبرا
کوک : سلام ته چیکارا میکنی
ته : به کارام میرسم
کوک : میای بریم بار
ته : اره ، بیا بریم
کوک: بزار یوری هم بیارم
ته : چرا
کوک : میترسم بلایی سرش بیاد
ته : خیلی نگرانشی ، خبرایی هست
کوک : اره دوست دخترمه
ته : اوه مبارککهه
کوک : خفه شو * پوزخند *
کوک و تهیونگ از عمارت خارج شدن و به طرف عمارت کوک رفتن
داخل عمارت:
کوک : اجوما ، یوری کجاست
اجوما : توی اتاقشه
کوک میره پیش یوری
ویو یوری : داشتم استراحت میکردم که کوک اومد
کوک : یوری باشو میخوایم بریم بار
یوری : خب برید ، من نمیام
کوک : میخوای تنبیهت کنم
یوری : نه خواهش میکنم
کوک : پس پاشو اماده شو
یوری : باشه
لباس یوری رو براتون میزارم
- ۸.۹k
- ۲۹ خرداد ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط