اندوه واره اي تقديم از بهارك:
اندوه واره اي تقديم از بهارك:
دلم تنگه وچراغ نگاهم خاموش
منم دل شكسته،شده ام فراموش
ترانه هاي دلتنگي برنيامد از دهانم
خشكيد،پر پر شد چو غنچه بر لبانم
اي واي پس كو غمگنانه هام
پس كجا نويسم نانوشته هام
كه آنهمه سخن از آوارگي
رقص دل در گلشن دلدادگي
اشک من شب تا سحر از دیده ميبارد
براي سوگ عاشقان نام افسانه ميارد
اه من امشب كرده سینه را ویرانه
شادي ها رخت بربست ازين خانه
امشبم تا صبح دم بیدار، مهمان غم
شكوه دارم زتار زلف آن دلدارهردم
عشق تو بر عاشقت غم آنچه باید داد، داد
خانه ام ویران تو کردی خانه ات آباد، باد
دلت شاد و جانت آزاد تا در خانه اي ويران
از تو در مستی کنم با ناله وفریاد، یاد
بهارك.
92/12/21
دلم تنگه وچراغ نگاهم خاموش
منم دل شكسته،شده ام فراموش
ترانه هاي دلتنگي برنيامد از دهانم
خشكيد،پر پر شد چو غنچه بر لبانم
اي واي پس كو غمگنانه هام
پس كجا نويسم نانوشته هام
كه آنهمه سخن از آوارگي
رقص دل در گلشن دلدادگي
اشک من شب تا سحر از دیده ميبارد
براي سوگ عاشقان نام افسانه ميارد
اه من امشب كرده سینه را ویرانه
شادي ها رخت بربست ازين خانه
امشبم تا صبح دم بیدار، مهمان غم
شكوه دارم زتار زلف آن دلدارهردم
عشق تو بر عاشقت غم آنچه باید داد، داد
خانه ام ویران تو کردی خانه ات آباد، باد
دلت شاد و جانت آزاد تا در خانه اي ويران
از تو در مستی کنم با ناله وفریاد، یاد
بهارك.
92/12/21
- ۸۲۰
- ۲۱ اسفند ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۳۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط