زده بودم دل خود را گره بر زلف بلندش اما...

زده بودم دل خود را گره بر زلف بلندش اما...

گره از زلف گشود...

زلف، کوتاه نمود...

وَ دل عاشق من را پس داد...
دیدگاه ها (۲)

خـورشـیـدِ فلک روشنی از روی تو دارد...هر جاست گلی، چاشنی از ...

بوسِش کُنید جایِ رُژتون بِمونه و بِهش نگید ، هَمینجوری بِره ...

گد ماترف رصعاتک تناغی الزلف والهوه یغازل ضحکتک والورد غافی ...

وصفِولی عنِک کل مسِّامه تّفیض من عنُِدک عطّر ..

من عاشق او بودم و او عاشق او.

امامِ رئوف، پناهی است که مرزهای قومیت را در نوردیده و قلب‌ها...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط