بَعد از مَرحَله یِ "دیگه خوشحال نَشُدَن" یه مَرحَله یِ دی

بَعد از مَرحَله یِ "دیگه خوشحال نَشُدَن" یه مَرحَله یِ دیگه هَم هَست به اِسمِ ، "دیگه ناراحَت نَشُدن"که خَسته ها میرِسَن به این مَرحَله،... ♡!




《 وقتی کُلِ بَدَنِ مَن از عَصَبانیت می لَرزید،،
هیچکی پُشتِ مَن نَبود....♥☺》


#آناهیتا
#قشنگ #بینظیر
دیدگاه ها (۱)

شَهر بوىِ خوبى گِرفته،يا شال گَردَنَت را جايى جا گُذاشتى!يا ...

یه روز وایساده بودیم جلو درِ حافظیه آخرایِ پاییز بود؛گُفت مَ...

اگه بخوام‌ بِگم حالِ این روزام چجوریه،بایَد یه خوابِ بَعد از...

ظُلمِ شَب را،شانه‌یِ دِلدار می‌بایَد ؛که نیست... ♥..‌《 برايِ...

سناریو یاندره کازوتورا

خب این پست اصلی خداحافظی منه و من تا فردا صبح میمونم و بعدش ...

.داستان کوتاه و آموزنده شب خواستگاری وقتی خانواده گفتن عروس ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط