زندگی جدیدp5
زندگی جدیدp5
ویوانیا
الا دو هفته از اردو میگذره و الا تو اتوبوسم تو راه مدرسه هستیم
پیاده شدم و بکی از پشتم اومد
بکی:انی رفتی خونه چی شد لوید عزیزم چی کار کرد
ویو فردا بعد از اوردو
رفتم خونه و دیدم همه برام جشن گرفتن
حالا کیا بودن
یوری،یور،لوید،فیونا،فرانکی،هندلر،همه بودن جشن گرفتیم و کلی بازی دیگه بکی
بکی:اوه که این طور {بچه ها کادو هارو ول کنید باش }
زنگ خورد رفتیم سره کلاس اقا هندرسون
{بچه ها هندرسون خیلی تو لانی هست پس من میگم هند باش}
هند:بچه ها می خوایم کلاس تقویتی بزاریم پس بچه ها لطفا برنامه روز مرگی تان را بگید تا بتونیم که با اون روز هماهنگی داشته باشیم
بچه ها دونه دونه می گفتن و نوبط رسید به انیا
هند:خانم انیا برنا مه شما چیه می شه بگید
انیا:خوب بزارید ببینم من که بعد از مدرسه میرم اسکیت تا ۲ ساعت بعد کلاس شنا یهد زبان انگلیسی،فرانسوی،بعد دفا شخسی [همون ادم کشی] بهدم دیگه موسیقی من این همفه که چه ارز کنم ایم ماه وقت ندارم پس نمی تونم بیام
بچه ها همه دهنا باز از جمله هند
هند:باش خانم انیا
انیا:مرسی حالا باید برنا مم رو هم ببینم
زنگ خورد
بکی :انیا توچه سرت شلوقه ها
انیا:اره والا تازه هفته دیگه مسابقه داریم باید تم رین کنم
بکی:مسابقه چی؟
انیا:شنا دیگه
بکی:اوه انیا دو روز دیگه که قراره مدرسه ما رو ببره برا شنا تو می دونی کجا می بره انیا
انیا:نمی دونم حالا بعدا ذهنشونو میخونم می فهمم(یواش گفت تا کسی نشنوه)
بکی :اهوم باش پس بدو بریم تا زنگ نخرده
که دیرینگ دیرینگ
انیا:زنگ خورد دیگه بکی بشین سرجات
بکی:باش
ویو دامیان
اندر ذهن :وایی انیا چقدر کلاس میره ها وایی چطور وقط میکنه تازه نمراتشم همه ۱۰۰ افرین داره .
ویو نویسنده
خوب مدرسه تمام شد که انیا اومد پیاده بره خونه که تو راه یکی بهش حمله کرد
مرده :هی خانم می یای خوش بگزرونیم
انیا:هی برو رد کارت
مرده اومد سمت انیاکه
شرط۷ لایک ۳ کامنت
ویوانیا
الا دو هفته از اردو میگذره و الا تو اتوبوسم تو راه مدرسه هستیم
پیاده شدم و بکی از پشتم اومد
بکی:انی رفتی خونه چی شد لوید عزیزم چی کار کرد
ویو فردا بعد از اوردو
رفتم خونه و دیدم همه برام جشن گرفتن
حالا کیا بودن
یوری،یور،لوید،فیونا،فرانکی،هندلر،همه بودن جشن گرفتیم و کلی بازی دیگه بکی
بکی:اوه که این طور {بچه ها کادو هارو ول کنید باش }
زنگ خورد رفتیم سره کلاس اقا هندرسون
{بچه ها هندرسون خیلی تو لانی هست پس من میگم هند باش}
هند:بچه ها می خوایم کلاس تقویتی بزاریم پس بچه ها لطفا برنامه روز مرگی تان را بگید تا بتونیم که با اون روز هماهنگی داشته باشیم
بچه ها دونه دونه می گفتن و نوبط رسید به انیا
هند:خانم انیا برنا مه شما چیه می شه بگید
انیا:خوب بزارید ببینم من که بعد از مدرسه میرم اسکیت تا ۲ ساعت بعد کلاس شنا یهد زبان انگلیسی،فرانسوی،بعد دفا شخسی [همون ادم کشی] بهدم دیگه موسیقی من این همفه که چه ارز کنم ایم ماه وقت ندارم پس نمی تونم بیام
بچه ها همه دهنا باز از جمله هند
هند:باش خانم انیا
انیا:مرسی حالا باید برنا مم رو هم ببینم
زنگ خورد
بکی :انیا توچه سرت شلوقه ها
انیا:اره والا تازه هفته دیگه مسابقه داریم باید تم رین کنم
بکی:مسابقه چی؟
انیا:شنا دیگه
بکی:اوه انیا دو روز دیگه که قراره مدرسه ما رو ببره برا شنا تو می دونی کجا می بره انیا
انیا:نمی دونم حالا بعدا ذهنشونو میخونم می فهمم(یواش گفت تا کسی نشنوه)
بکی :اهوم باش پس بدو بریم تا زنگ نخرده
که دیرینگ دیرینگ
انیا:زنگ خورد دیگه بکی بشین سرجات
بکی:باش
ویو دامیان
اندر ذهن :وایی انیا چقدر کلاس میره ها وایی چطور وقط میکنه تازه نمراتشم همه ۱۰۰ افرین داره .
ویو نویسنده
خوب مدرسه تمام شد که انیا اومد پیاده بره خونه که تو راه یکی بهش حمله کرد
مرده :هی خانم می یای خوش بگزرونیم
انیا:هی برو رد کارت
مرده اومد سمت انیاکه
شرط۷ لایک ۳ کامنت
- ۱۶۸
- ۱۲ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط