تندُ تند تایپ می کرد...!

تندُ تند تایپ می کرد...!
از همه چیزُ همه جا می گفت
از لباس هایی که خریده تا بحث با اینُ آن...
از رنگ موهایش گرفته تا نوبت ترمیم ناخن هایش
او هم تُند تند می خواند...!
نگاه می کرد تو کلمات
دنبال کلمه دوستت دارم یا یه چیز تو این سبک کلمات...
دریغ از یک کلمه نبود که نبود..!
تمام آن همه مهربانی هایش
قربون صدقه رفتن ها،
یا دوستت دارم هایش
فقطُ فقط،
پشت دیوار مجازی بودُ بس..!
ولی اون تو دنیای واقعی اش
دنیایی با او ساخته بودکه بایک بلاک کردن
ویرانِ ویران میشد......!

دنیای مجازی بعضی آدم ها از دنیای واقعی بعضی های دیگه خیلی واقعی تره....!
دیدگاه ها (۶)

تُو نِمی‌دُونی چِقَدر اَز بُودَنِت تُویِ زِندِگیم خُوشحالم؛ا...

𝑨𝒇𝒕𝒆𝒓 𝒕𝒉𝒆 𝑳𝒂𝒔𝒕 “𝑰 𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒀𝒐𝒖”𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟒هانا آن شب گریه نکرد.حداقل ...

جونگ‌کوک دست‌هایش را داخل جیبش گذاشت و آرام راه افتاد.هوا سر...

زن هاآن شبی کهدوستت دارمِدلخواهشان را می شنوندبا گوشواره می ...

پارت سوم_جایی میان ما تهیونگ تا صبح نتوانست بخوابد.حرف‌های م...

جنگل نفرین شده پارت ۲۶

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط