یڪ نفر هر شب مرا با خود بہ یغما مے برد

یڪ نفر هر شب مرا با خود بہ یغما مے برد
روح تنهاے مرا اینجا و آ نجا مے برد

در خیالم مے شود روشنگر شبهاے من
باز هم قلب مرا با غم بہ سودا مے برد

تا سحر من میشوم محو دو چشم مست او
از سرم هوش و حواسم از سرو پا مے برد

مے شوم درخاطراتش غرق اندوہ و خیال
با خودش ذهن مرا تا آ سمان ها مے برد

امشبم سر مے ڪنم با خاطرات رفته‌ اش
جسم بے جان مرا تا خواب و رویا مے برد

ڪوہ صبرم من ولے از غصہ مے دانم شبے
بے گمان این غم مرا آ خر ز دنیا مے برد

#ستایش_قلب_سربی
دیدگاه ها (۰)

فکری به حال باغ خزانم نمیکنی؟با من بمان ، بگو نگرانم نمیکنیج...

یکی از بهترین تعریف های عشق همونه کههوشنگ ابتهاج میگه :«‏تو ...

«سوره ی چشمان تو» بر سینه ام نازل شدهمن رسول عشقم و بر لب ب...

بمانی یا نمانـــی با دلــم،این آخــــرین بار است.....نه عاشق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط