عشقم...

عشقم...
این را بدان...
درون سینه من عشقت روز به روز نه...
دم به دم ,ذره به ذره نگه میدارم...
عمرم..نفس من دم به دم بیشتر و بیشتر عاشق ات میشوم..هیچ چیز بخدا قسم جز تو نمیخواهم..فقط تو..تو که با خوبی های بیش از حد خود دیوانه خودت کرده ای..
ماه من میپرستمت..دستهایت را بیار که بد تشنه بوسیدندش هستم
دردت به تنم
دیدگاه ها (۱)

پارت ۶۵معامله نهایی« به خود مسیح قسم میخورم هوانگ هیونجین ، ...

دنیا برایش متوقف شد.لب‌هایش لرزید.— «نه...»صدایش شکست.— «نه،...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①②_بخش دوم_ بدون چوبدستی وردی می...

پارت: 27 (بخش4) **زاویه دید: زین**بارون پاییزی شروع شده بود؛...

وقتی رفیقت بود...

میکند سلسلهٔ زلف تو دیوانه مرامیکشد نرگس مست تو به میخانه مر...

برایت شعر می بافم تنت را گرم کن با آنلباس گرم شاعر ها همین ا...

این لحظه ام با لحظه قبل ام فرق میکند..دیگر مثل گذشته ها نیست...

تو که میروی من میمانم و تو...تو...تو بی من چه میکنی..تو که ص...

سلام..سلام تمام تار و پود منسلام امید دل تنگم..سلام به تو به...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط