رفتن تو پایان این قصه نبود.حالا من با این شهری که اغشته ب

رفتن تو پایان این قصه نبود.حالا من با این شهری که اغشته به بوی توست چه کنم!!
دیدگاه ها (۱)

شاد باش، نه یک روز بلکه هزاران سالبگذار آوازه شاد بودنت چنان...

یــک روزی ..بـه هـــر دلـــیلی ..اگــر از تــه ِ قــلب ِتـــ...

یه وقتایی دلت میخوادیکی از پشت سر چشماتو بگیره و ازت بپرسه :...

آدم های خوب نـه خاطره انـد نـه تاریـخبلکه حقیقت روزگارنـد…

آن‌باد‌که‌آغشته‌به‌بوی‌نفس‌توستاز‌کوچه‌ی‌ما‌کاش گذر‌داشته‌با...

قصه، قصه‌یِ حق‌خواهی است؛و این آتش، آغازِ پایانِ تاریکی.

امام اجازه می‌دهد،تو متخیّری بین رفتن و ماندن...و این انتخاب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط