فرو ریخته ام

فرو ریخته ام
جای بگیر
کنارِ حضوری مضطرب
در آغوش بگیر
آخرین بازمانده ی قلعه ی اعتماد را
آرام کن
دیوانه‌ای را که از درکِ بودنش
در خود تشنج می‌‌کند
از فتحِ نور شکست خورده ام
در این تاریک خانه ی پر تشویش
کنارم بمان
صبور باش
دردم را با شتاب نخوان
این شعر از جهنمی
به نامِ من
گذشته است

نیکی_فیروزکوهی
دیدگاه ها (۱)

یک سال با اژدها

فرو ریخته امجای بگیرکنارِ حضوری مضطربدر آغوش بگیرآخرین بازما...

‍ ‍ 🕊️... فرو ریخته امجای بگیرکنارِ حضوری مضطربدر آغوش بگیرآ...

‍ ‍ 🕊️... فرو ریخته امجای بگیرکنارِ حضوری مضطربدر آغوش بگیرآ...

در این تاریک خانه پر تشویشکنارم بمانصبور باشدردم را با شتاب ...

کمی با من مُدارا کنکنارِ قلبِ من ،جان گیر در حضورِ مضطربِ آغ...

دوستان اگه میشه لایک کنید اگر شد فالو کنید نوکرم

من بلدم پاییز باشد و تنهایی تمام خیابان را صفحه صفحه ورق بزن...

عکس شخصی

من بلدم پاییز باشد و تنهایی تمام خیابان را صفحه صفحه ورق بزن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط