fake kook

fake kook
part*⁴⁹

صبح
چشمامو باز کردم
تهیونگ: بیدار شدی
ا.ت: اره وایی ببخشید پاتو درد اوردم
تهیونگ: نه مشکلی نیست
ا.ت: خوبی الان
تهیونگ: اره خوبم تو خوب خوابیدی
ا.ت: اره
تهیونگ: وایسا تا برم به جونگکوک بگم
ا.ت: شاید الان رفته باشه شرکت
تهیونگ: از ساعت چند تا چند میره
ا.ت: ۷صبح تا ۷شب
تهیونگ: ما نمیتونیم تا ۷اینجا بمونیم
ا.ت: شاید هم اینجا باشه
کوک: پس بیدار شدید
تهیونگ: چرا با ا.ت اینکارو کردی
کوک: چیکار
تهیونگ: اونو وارد این بازیا کردی ها
کوک: من تازه فهمیدم اون دختر عمو تو و دختر کیم جونگهو
تهیونگ: اینو بدون بدترین بازی برای دخترا بازی قلبشونه
کوک: تو که خواهر منو نابود کردی
تهیونگ: بزار برات توضیح میدم
کوک: نمیخوام ا.ت بریم
ا.ت: کجا
کوک: ساعت ۷ باید بریم شرکت
ا.ت: من نمیام
کوک: پررو نشو بیا بریم دیگه
تهیونگ: ا.ت رو هیچجا نمیبری
کوک: به تو ربطی نداره
اومد دستمو گرفت و بردم تو یه اتاق
کوک: یکی از این لباسا و بپوش
ا.ت: این لباسا اندازه من نمیشه
کوک: میشه ماله خواهرم بوده
ا.ت: باشه
لباسمو عوض کردم اومد دستمو گرفت بردم تو ماشین منم هیچی بهش نگفتم

#کوک
#فیک
#سناریو
دیدگاه ها (۱۲)

fake kookpart*⁵⁰کوک: عزیزم الان میرسیما.ت: عزیزم😳هنوز دوس دا...

fake kookpart*⁵¹ا.ت: الوتهیونگ: الو ا.ت خوبیا.ت: من خوبم تو ...

fake kookpart*⁴⁸ا.ت: ایی عوضیتهیونگ: خوبیکوک: اره خوبه خیلی ...

fake kookpart*⁴⁷سه روز بعدسه روزه نه میرم شرکت نه به کوک زنگ...

پارت ۵عمو های من مافیان

~~~{عشق ممنوعه}~~~~~*part ¹⁰* ~~~~~~~~~~~(وی...

وقتی عضو هشتم BTS

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط