وقتی به هوش اومد دستمو گرفت و گفت

وقتی به هوش اومد دستمو گرفت و گفت
ا.ت ... عاشقتم جونگکوک عاشقتم
صورتم سرخ شد و گفتم تو منو هنوز نشناختی و چجوری میگی عاشقمی * پایان دید کوکی*
مهم نیست کی هستی فقط میخوام باهات باشم
کوکی... حتی اگر یک دزد باشم؟!
ا.ت .. آره حتی اگر دزد باشی
جونگکوک چون تازه با نامزدش بهم زده بود دنبال فرستی بود تا دباره عاشق بودن رو تجربه کنه و سریع لباشو گذاشت رو لبای ا.ت و وحشیانه لباشو مکید و ا.ت هم باهاش همراهی میکرد کوکی انقدر شدت مکیدنش زیاد بود لبای ا.ت خون اومد و آنقدر ادامه دادن تا جونگکوک به خودش اومد گفت ببخشید ... ب.خشی.د
ا.ت هم به خودش اومد گفت .. جوگکوک من چیکار کردم؟؟
تو کاری نکردی قرار دادی بستی که مال منی و نشون دادی عاشقمی
ا.ت .. واقعا قبول کردی ؟
کوکی..‌ معلومه بیبی
و کوکی به دکتر گفت که ا.ت به هوش اومده و رفتن پیش سوجین و ا.ت به سوجین گفت .. سوجین ببخشید این همه مدت مزاحمت شدم ولی من با کوکی میرم هتل و اونجا میمونیم
سوجین.. وایستا ببینم .. کی .. کوکی
ا.ت اره مشکلی داری ؟ اها بزار بگم ایشون بوی فرند عم هستن
سوجین... یااااااا شما تازه همدیگر رو دیدید بعد داری میگی بوی فرند ؟؟
ا.ت ... مشکلی داری اگه داری بر طرفش کنن
سوجین.. ن.... نع برید خوش بگذره




اینم پارت دو
دیدگاه ها (۰)

پارت ۳ ا.ت... بریم هتل ؟کوک.. نچ بریم خونه من ا.ت.. خونتون ؟...

این متن رو از ته دلم قبول دا م چون من یک دوستی داشتم که اوای...

(سلام من اومدم با یک تصور کن این تصور کن اولیه که میزارم اگ...

ممنونم درک میکنید

Part 24

Part 19

۳ عاشق پارت ۸ ویو ا/تاینجا کجاس؟ من توی یه باغم؟ مگه رو تخت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط