عزیز لعنتی ام ...

عزیز لعنتی ام ...



تنها به من بگو که چه باید میکردم و نکردم ...



تنها لحظه ای در چشمان من نگاه کن و مردانه بگو



که غیر از عمر و جوانی و شور عشق دیگر چه باید



به پای تو میریختم ...



من که در هر شرایطی در کنار تو ایستادم ...



و



حالا میفهمم تنها اشتباه من اعتماد به تو بود ...



بیا و یکبار هم که شده مرد باش ...لحظه ای در



چشمان من مردانه نگاه کن ... لحظه ای ...
دیدگاه ها (۱)

تو را هم عاشقم، هم بی نهایت دوستت دارم و می دانم تو میدانی ک...

𝙢𝙮 𝙡𝙞𝙖𝙧part:78بوسه هر لحظه حرارت بدنشان را افزایش میداد. دست...

✦ اولین گناه ✦فصل بیست‌ویکم: آتشی که در تنم افتاد---از مهمان...

پارت ششمحدود چند مین بعد ویو تهیونگ: همین طوری به در آوردی ک...

🖤 قفس سیاهپارت بیست‌وششم | نامه‌ی مادرلانا پاکت رو با دست‌ها...

رها🦋 واست غرورمو زیرپا گذاشتم ثابت کن اشتباه نکردم....من برا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط