در زلف تو آشوب ز من می بینم

در زلف تو آشوب ز من می بینم
بیگانه نبیند آنچه من می بینم

او پیچ و خم و تاب و گره می نگرد
من بخت سیاهِ خویش می بینم...
#ملک_الشعرای_بهار
دیدگاه ها (۱۳)

پنجشنبهروز نبودن هاروز یادمان گرفتن هاروز تازه کردن خاطره ها...

من بدون توشبیه اصفهانی که زاینده رودش رفته کسل و کسادخشک و ...

تا چند ز داغ جامه دوزند مرا؟یک بار نشد که پاک سوزند مرابی رو...

کدام یک خائن تر است؟آن کسی که در آغوش تو، میل آغوش دیگری را ...

#شعر_نو 🌟کجا دنبال مفهومی برای عشق می‌گردی؟🌻تو را گم می‌کنم ...

همدم یار شدن دیده تر می خواهدپیر میخانه شدن اشک سحر می خواهد...

گفتم غزلی از تو بگویم که بخوانیشاید به دلت رحم بیفتد، و بمان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط