تو می رفتی

تو می رفتی
تا آبی ترین رویایت
من اما
ثابت روی همان صندلی نشسته م
با کمی تفاوت
که دیگر کتاب نمی خوانم
چای ندارم
سیگار دود نمی کنم
نفس
نمی کشم
دیدگاه ها (۲)

مدادهای رنگیم را بیاورید....از تکرار روزهای خاکستری ام خسته ...

گاهی "دوســــت داشتن"پنهــــان بماند قشنگ تر است...دوست داشت...

حواسمون باشه دل آدما شیشه نیست که روےآن "ها"کنیم، بعدباانگشت...

بـے رحمانه ترین خیــــــــــــــــــــــانت این است که وارد ...

عاشقانه های شبنم

می‌گویند مردها گریه نمی‌کنند...کاش یک‌بار جای من بودند؛جای پ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط