I'm not jealous

I'm not jealous
part 34
با صدای یکی از پسرا از افکارم خارج شدم


£من هیون سوک هستم

نسبت به بقیه قیافه ی خوبی داشت و از اول به هه رین زل زده بود لبخندی زد
رو به هه رین کرد و گفت

£افتخار آشناییتون رو دارم بانو؟

هه رین هم کم نذاشت و موهاشو پشت گوشش انداخت و لبخند خجلی زد

®با کمال میل

چشمام از این گشاد تر نمیشد
این همون هه رینی بود که می‌گفت عشق اول و آخرم تهیونگه ؟
همونی که میگفت به جز تهیونگ چشمام پسر دیگه ای رو نمی‌بینه ؟
همون هه رینی که می‌گفت یا سینگل به گور میرم یا با تهیونگ؟
با تعجب بهش خیره شدم که پسره دستشو گرفت و رفت
فقط یه پسر مونده بود
همه رفته بودن
اونم چندان اوکی به نظر نمیرسید

₹من سوهیون هستم

نزدیک بود همونجا عق بزنم
با یه لبخند چندش آوری صندلیشو بهم نزدیک کرد قشنگ اومد تو حلقم
لبخندی چندش زد که قیافه ی داغونش داغون تر شد

₹پس مادمازل.‌.

دستمو به سمت خودش کشید
میخواست مثلا ببوسه اش که نزدیک بود یه سیلی جانانه نثارش کنم
که یهو به دست پر رگ دستمو گرفت
جووووون چه دستی
یهو یه صدای بمی و گیرایی از پشتم اومد

_جرعت داری بهش دست بزن تا دستتو قطع کنم
دیدگاه ها (۱۰)

I'm not jealous part 33نگاهی به وضع بار انداختم ایا واقعا به...

I'm not jealouspart 32چند روزی از آخرین باری که جونگکوک رو د...

سناریو بلولاک ~~~

I'm not jealous part 11وقتی زنگ خورد همه بلا نسبت گاو..مثل گ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط