باز شب و ذوق تمنایِ من !
باز شب و ذوق تمنایِ من !
روی تو و چشمِ تماشای من،
شعله ور از «عشق» سراپای من،
آمده از ره شب زیبایِ من !
ای شبِ شب ها، راز جنون را،
از تو نهفتن نتوانم، نتوانم !
چون تو بیایی، حرف درون را،
با تو نگفتن، نتوانم، نتوانم !
روی تو و چشمِ تماشای من،
شعله ور از «عشق» سراپای من،
آمده از ره شب زیبایِ من !
ای شبِ شب ها، راز جنون را،
از تو نهفتن نتوانم، نتوانم !
چون تو بیایی، حرف درون را،
با تو نگفتن، نتوانم، نتوانم !
- ۲۸۲
- ۰۷ اردیبهشت ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط