شنیدم که چون قوی زیبا بمیرد

شنیدم که چون قوی زیبا بمیرد
فریبنده زادو فریبا بمیرد
شب مرگ تنها نشیند که موجی
رود گوشه ای دور و تنها بمیرد
در ان گوشه چندان غزل می سراید
که خود در میان غزل ها بمیرد
گروهی بر انند کاین مرغ زیبا
کجا عاشقی کرد انجا بمیرد
شب مرگ از بیم انجا شتابد
که از مرگ غافل شود تا بمیرد
من این نکته گیرم که باور نکردم
ندیدم که قویی به صحرا بمیرد
چو روزی از اغوش دریا بر اید
شبی هم در اغوش دریا بمیرد
تو در یای من بودی اغوش وا کن
که میخواهد این قوی تنها بمیرد
دیدگاه ها (۱۴)

آدمک خسته شدي از چه پريشان حالي؟پاسي از شب که گذشته است چرا ...

مرجان مرا بگیرند بازهم هوایش هوایی ام می کندتا پربکشم در چشم...

عاشقم..... اهل همین کوچه ی بن بست کـناری ، ...

" روزهای قرار ": نوشته دکترشریعتی... اولین روز بارا...

شنیدم که چون قوی زیبا بمیرد 🦢 فریبنده زاد و فریبا بمیرد 🦢 شب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط