ﺗﻮ ﺁﻣﺪﯼ ﻭ ﺳﺎﺩﻩ ﺗﺮﯾﻦ ﺳﻼﻡ ﺭﺍ ﻫﻤﺮﺍﻩ ﯾﺎﺩﮔﺎﺭﯼ ﻫﺎﯾﺖ ﮐﺮﺩﯼ ﻭ

ﺗﻮ ﺁﻣﺪﯼ ﻭ ﺳﺎﺩﻩ ﺗﺮﯾﻦ ﺳﻼﻡ ﺭﺍ ﻫﻤﺮﺍﻩ ﯾﺎﺩﮔﺎﺭﯼ ﻫﺎﯾﺖ ﮐﺮﺩﯼ ﻭ
ﺑﺎ ﭘﺎﮎ ﺗﺮﯾﻦ
ﻟﺒﺨﻨﺪ ﻭﺟﻮﺩﻡ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺍﺳﺎﺭﺕ ﮔﺮﻓﺘﯽ .
ﺗﻮ ﺁﻣﺪﯼ ﻭ ﻋﻤﯿﻖ ﺗﺮﯾﻦ ﻧﮕﺎﻩ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻣﯿﺎﻥ ﭼﺸﻤﺎﻥ ﺩﺭﯾﺎﯾﯽ ﺍﺕ ﺑﺮ
ﺳﺎﺣﻞ ﻗﻠﺒﻢ ﻧﺸﺎﻧﺪﯼ
ﻭ ﺯﯾﺒﺎﺗﺮﯾﻦ ﺧﺎﻃﺮﺍﺕ ﺭﺍ ﺯﻧﺪﻩ ﮐﺮﺩﯼ .
ﺗﻮ ﺁﻣﺪﯼ ﻭ ﮔﺮﻣﯽ ﺣﻀﻮﺭﯼ ﺧﻮﺭﺷﯿﺪ ﻭﺍﺭ ﺭﺍ ﺑﺮ ﻃﻠﻮﻉ ﺁﺭﺯﻭﻫﺎﯾﻢ
ﻫﮏ ﮐﺮﺩﯼ ...
ﻭ ﺁﻣﺪﻧﺖ ﻫﻤﭽﻮﻥ ﻗﺎﺻﺪﮐﯽ ﺑﻬﺎﺭ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﺴﺘﯽ ﺧﺰﺍﻥ ﺯﺩﻩ ﺍﻡ ﺑﻪ
ﺍﺭﻣﻐﺎﻥ ﺁﻭﺭﺩ
تمام زندگی ام هنوز یادم نرفته که چگونه مرا در پناه خویش گرفتی,,
من همیشه مدیون توام بانوی زیبایم..
دیدگاه ها (۱)

چشم به راه دیدنت هستم...بی تاب ترینم...دز و دیوار صدایت میزن...

توی صورت مهربان تو چه جیزی هست.که وقتی از لابلای زندان شیشه ...

میدانی خنده هایت دوای درد من است... 10:30ویـــــــندلم بد هو...

ازت ممنونم که قلب کوچکت برای من میزنه..وقتی صدای قلبت رو گوش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط