دشت هایی چه فراخ

دشت هایی چه فراخ
کوه هایی چه بلند
در گلستانه چه بوی علفی می آمد
من در این آبادی، پی چیزی می گشتم
پی خوابی شاید
پی نوری، ریگی، لبخندی
من چه سبزم امروز
و چه اندازه تنم هوشیار است
نکند اندوهی، سر رسد از پس کوه
زندگی خالی نیست
مهربانی هست، سیب هست، ایمان هست
آری
تا شقایق هست، زندگی باید کرد
در دل من چیزی است، مثل یک بیشه نور، مثل خواب دم صبح
و چنان بی تابم، که دلم می خواهد
بدوم تا ته دشت، بروم تا سر کوه
دورها آوایی است، که مرا می خواند...

سهراب سپهری
دیدگاه ها (۱)

می گویند با هر کس باید مثل خودش رفتار کرد. شما گوش نکنید، چو...

همیشه یادتان باشد که⚜ زندگی پیشکشی است برای شادمانی و خوب زی...

‌لبخند بزن به زندگی...!لبخند بزن به نسیمی که مدام نوازشت می ...

وقتی آنڪس ڪه دوستش داریم بیمار میشود میگوییم امتحان الهی است...

در دل من چیزی است مثل یک بیشه نور، مثل خواب دم صبحو چنان بی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط