ملکه من

ملکه من:
p29:
ویو جیمین:
با کلی عصبانیت هم از طرف من و هم از طرف ا.ت راهی خونه ی من شدیم
ا.ت:خب؟
جیمین:چی خب؟
ا.ت: طوزیح؟
جیمین:خب در کل من یه مافیا بودم و بعد همون هم دبیرستانیم مجبورم کرد که دوباره وارد این باند بشم که انگار مال باباته وگرنه یا تورو ازم میگیره یا شرکتو منم به اجبار قبول کردم که دوباره وارد باند بشم وگرنه من خیلی وقته قتلو کنار گزاشتم باور کن دلم نمیخواد آدم بکشم
ا.ت:جیمین؟
جیمین:بله؟ا.ت اگه میخوای که ولم کنی حق داری فقط بدون برای خودت اینکار رو کردم
ا.ت:دیوونه شدی؟ من همیشه دلم میخواست که تو مافیا باشی اصلا می‌دونی چقدر همیشه شبیه مافیا بودی؟من میشم ملکه یک مافیا این محشره خیلی‌..
جیمین:باشه باشه نفس بگیر فهمیدم دوست داشتی مافیا باشم(خنده)
ا.ت:ماشین کشتار چیه؟
جیمین:من تو سن نه ده سالگی وارد باند بابات شدم و برای اینکه شکم می چی رو سیر کنم خیلی تو کارم خوب شدم و وقتی بهم حمله ی عصبی دست بده در واقع ماشین کشتار روشن میشه و همه رو می‌کشه فقط با یه کلت و یه تفنگ جیبی
ا.ت:عررررر آنقدر خفن؟ می چی خبر داره؟
جیمین:نه
ا.ت:من چطور باید وارد باند بشم؟
جیمین:فقط باید بری و شخصی که باید بکشمو سرگرم کنی بهش نزدیک بشی و بعد من بیام و بکشمش
ا.ت:باشه کارمون چی میشه؟
جیمین:پوشش خوبی برای بانده پس کار هم ادامه میدیم مافیا ها شب کارن
ا.ت:اوووووو چه جالب خب دیگه انتهاراه رسیدیم
باورم نمیشد که همچین واکنشی نشون داد واقعا جالب بود چرا متوجه نشدم کل لباس های مدل های من شبیه لباس های مافیا ها بود چقدر بامزه اما نگرانم ....‌نگرانم که ماشین کشتار برای ا.ت خطرناک باشه نباید سادیسم برگرده اما‌..... دست خودم نیست وارد خونه شدیم که قیافه ی نگران می چی ظاهر شد
دیدگاه ها (۰)

ملکه من:p30: می چی:کجا بودید؟ ا.ت: ببخشید عزیزم خونه بابام ب...

ملکه من:p31: ویو ات: اصلا توان دیدن خون رو نداشتم و قرار هست...

ملکه من:p28: سوفیا: متاسفانه این ایده قرار نیست اجرایی بشه چ...

ملکه من:p27:م.ت:اینجا چیکار می‌کنی دختر مگه بابات نگفت دوست ...

Part 24

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط