Four
📸دکمه ی شاتر
پارت چهار :
هوا هنوز کاملا روشن نشده بود . عادی است که هوای صبح در تابستان این چنین سرد باشد ؟ یکبار دیگر همه چیز را چک کردم . پتو و کوله ام را برداشتم و پایین رفتم ؛ دستم را در جیب مانتویم فرو بردم و سوییچ را برداشتم . سوار ماشین شدم که کسری را در حال پایین آمدن از پله ها دیدم . حتما میخواست برود سرکار به هر حال او یک کارمند وظیفه شناس بود و باید قبل از رئیسش میرسید . او سوار ماشین شد و حتی نیم نگاهی هم نثار من نکرد . توقعی هم نداشتم ، از او انتظار ذره ای محبت هم ندارم . ماشینش را روشن کرد ، در کوچه دور زد و رفت . من نیز با چشمانم ماشین نقره ای را که متعلق به او بود دنبال کردم تا از دیدم محو شد . به صندلی تکیه دادم و کمربند را بستم ، سپس فلش را در ضبط فرو کردم و حرکت کردم .
ـــ گره چشاتو وا نکنی تو از روم
به همه میگم بله به تو میگم جون
من از اولین باری که تورو دیدم
مث موشک خوردی تو قلبم بوم
تو قشنگ ترین دختر شهری
نمیذارم از دستم دیگه در ری
شدی آتیش روزای برفی
دور منو کردی از فکرای منفی
بگو دوسم داری چنتا تو از صدتا میگی صدو ده تا
شدی اول توی قلبم بابا ایول داری باریکلا
بگو دوسم داری چنتا تو از صدتا میگی صدو ده تا
شدی اول توی قلبم بابا ایول داری باریکلا
الو الو الو پاشو عشقم بیا واست تیپ زدم با ست مشکیا
تو مخمه اون چشمای خمارت که انگار خوابش میاد
تو قشنگ ترین دختر شهری…
نمیذارم از دستم دیگه در ری
شدی آتیش روزای برفی
دور منو کردی از فکرای منفی
بگو دوسم داری چنتا تو از صدتا میگی صد و ده تا
شدی اول توی قلبم بابا ایول داری باریکلا
بگو دوسم داری چنتا تو از صدتا میگی صد و ده تا
شدی اول توی قلبم بابا ایول داری باریکلا
سهراب پاکزاد ـ صد و ده تا
فرمون را چرخاندم و وارد خیابان شدم . آهنگ حداقل خوابم را از سرم پراند . خب خونه قدیمی من دارم میام !
*****
................................
🌿ممنون که قدم دیگری را در دنیای آدمهای من گذاشتید.🦋
مشتاق حمایت های شما هستم .🩵🌙
پارت چهار :
هوا هنوز کاملا روشن نشده بود . عادی است که هوای صبح در تابستان این چنین سرد باشد ؟ یکبار دیگر همه چیز را چک کردم . پتو و کوله ام را برداشتم و پایین رفتم ؛ دستم را در جیب مانتویم فرو بردم و سوییچ را برداشتم . سوار ماشین شدم که کسری را در حال پایین آمدن از پله ها دیدم . حتما میخواست برود سرکار به هر حال او یک کارمند وظیفه شناس بود و باید قبل از رئیسش میرسید . او سوار ماشین شد و حتی نیم نگاهی هم نثار من نکرد . توقعی هم نداشتم ، از او انتظار ذره ای محبت هم ندارم . ماشینش را روشن کرد ، در کوچه دور زد و رفت . من نیز با چشمانم ماشین نقره ای را که متعلق به او بود دنبال کردم تا از دیدم محو شد . به صندلی تکیه دادم و کمربند را بستم ، سپس فلش را در ضبط فرو کردم و حرکت کردم .
ـــ گره چشاتو وا نکنی تو از روم
به همه میگم بله به تو میگم جون
من از اولین باری که تورو دیدم
مث موشک خوردی تو قلبم بوم
تو قشنگ ترین دختر شهری
نمیذارم از دستم دیگه در ری
شدی آتیش روزای برفی
دور منو کردی از فکرای منفی
بگو دوسم داری چنتا تو از صدتا میگی صدو ده تا
شدی اول توی قلبم بابا ایول داری باریکلا
بگو دوسم داری چنتا تو از صدتا میگی صدو ده تا
شدی اول توی قلبم بابا ایول داری باریکلا
الو الو الو پاشو عشقم بیا واست تیپ زدم با ست مشکیا
تو مخمه اون چشمای خمارت که انگار خوابش میاد
تو قشنگ ترین دختر شهری…
نمیذارم از دستم دیگه در ری
شدی آتیش روزای برفی
دور منو کردی از فکرای منفی
بگو دوسم داری چنتا تو از صدتا میگی صد و ده تا
شدی اول توی قلبم بابا ایول داری باریکلا
بگو دوسم داری چنتا تو از صدتا میگی صد و ده تا
شدی اول توی قلبم بابا ایول داری باریکلا
سهراب پاکزاد ـ صد و ده تا
فرمون را چرخاندم و وارد خیابان شدم . آهنگ حداقل خوابم را از سرم پراند . خب خونه قدیمی من دارم میام !
*****
................................
🌿ممنون که قدم دیگری را در دنیای آدمهای من گذاشتید.🦋
مشتاق حمایت های شما هستم .🩵🌙
- ۴.۳k
- ۲۶ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط