افتاد زمین داشتم ازنگرانی و استرس میمردم هی اسمشو صدا می
افتاد زمین داشتم ازنگرانی و استرس میمردم هی اسمشو صدا میکردم که بیدار بشه اما کمی هوشیار بود زود یه کت پوشیدم ا.ت رو برآید بغل کردم وبردم توی ماشین با تمام سرعت میروندم هی وسط راه بهش میگفتم که بخاطر بچمون بخاطر من وقتی که رسیدیم داد میزدم )
-اینجا هیچکسی نیست ( داد )
-توی این خراب شده یدونه دکتر نیست (عربده)
#آقای جئون اروم باشد چی شده
-آقای دکتر فکر کنم بچه داره بدنیا میاد
#پرستار برانکارد رو بیارید
( خلاصه که ۱ ساعت از رفتن ا،ت به اتاق عمل میگذشت و جیغ های ا.ت هر لحظه بیشتر میشد اما هیچ صدای بچه ای نمیومد کوک هی با خودش میگفت که چرا خانوادش رو دعوت کرد ؟
خلاصه کوک توی افکار خودش بود که یهو یه صدای گریه ی بچه اومد )
-او..ااون بچه ی منه ؟ ( بغض)
ب& آره پسرم آره بلخره بابا شدی ( لبخند )
= همراه خانم جئون کیه
-منم
=شما کیشون میشین؟
-شوهرش
=میتونید برید داخل پیششون
-ممنون
( کوک رفت داخل تا درو باز کرد ..)
-ا.ت ( اروم)
+جونگکوک بیا جلوتر ( بی جون و خسته)
( کوک اومد جلوتر و کنار ا.ت نشست )
+بیا بگیرش ( بچه رو آورد سمت جونگکوک)
-( بچه رو گرفتم باورم نمیشد این بچه ی من باشه به این کوچیکی یعنی من واقعا الان پدر شدم ؟؟؟)
-ا.ت بهم بگو که اینا خواب نیست
+جونگکوک خواب نیستی تو الان پدری ( لبخند بی جون
-(بچه رو گذاشتم روی تخت کوچیکش و رفتم ا.ت رو بغل کردم )
+جونگکو.....
-ا.ت ازت ممنونم که اومدی تو زندگیم ازت ممنونم که یه هدیه بهم دادی یه دختر شبیه خودت
+اولن خواهش دومن شاید شبیه توهم بشه
-حالا ولی من دوست دارم شبیه تو بشه
+چون تو میگی شبیه به من میشه بزار ببینیم ( خنده اروم)
بچه ها دیگه هیچی به ذهنم نمیرسهههه ادامش شما کمک کنینننن😭
-اینجا هیچکسی نیست ( داد )
-توی این خراب شده یدونه دکتر نیست (عربده)
#آقای جئون اروم باشد چی شده
-آقای دکتر فکر کنم بچه داره بدنیا میاد
#پرستار برانکارد رو بیارید
( خلاصه که ۱ ساعت از رفتن ا،ت به اتاق عمل میگذشت و جیغ های ا.ت هر لحظه بیشتر میشد اما هیچ صدای بچه ای نمیومد کوک هی با خودش میگفت که چرا خانوادش رو دعوت کرد ؟
خلاصه کوک توی افکار خودش بود که یهو یه صدای گریه ی بچه اومد )
-او..ااون بچه ی منه ؟ ( بغض)
ب& آره پسرم آره بلخره بابا شدی ( لبخند )
= همراه خانم جئون کیه
-منم
=شما کیشون میشین؟
-شوهرش
=میتونید برید داخل پیششون
-ممنون
( کوک رفت داخل تا درو باز کرد ..)
-ا.ت ( اروم)
+جونگکوک بیا جلوتر ( بی جون و خسته)
( کوک اومد جلوتر و کنار ا.ت نشست )
+بیا بگیرش ( بچه رو آورد سمت جونگکوک)
-( بچه رو گرفتم باورم نمیشد این بچه ی من باشه به این کوچیکی یعنی من واقعا الان پدر شدم ؟؟؟)
-ا.ت بهم بگو که اینا خواب نیست
+جونگکوک خواب نیستی تو الان پدری ( لبخند بی جون
-(بچه رو گذاشتم روی تخت کوچیکش و رفتم ا.ت رو بغل کردم )
+جونگکو.....
-ا.ت ازت ممنونم که اومدی تو زندگیم ازت ممنونم که یه هدیه بهم دادی یه دختر شبیه خودت
+اولن خواهش دومن شاید شبیه توهم بشه
-حالا ولی من دوست دارم شبیه تو بشه
+چون تو میگی شبیه به من میشه بزار ببینیم ( خنده اروم)
بچه ها دیگه هیچی به ذهنم نمیرسهههه ادامش شما کمک کنینننن😭
- ۲۷۵
- ۱۰ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط