اشتم ماشینو از توی حیاط میبردم بیرون یهو مامان بزرگم از ت

اشتم ماشینو از توی حیاط میبردم بیرون یهو مامان بزرگم از توی بالکن داد زد :
+ ننه نیوفتی تو جوق
- گفتم جوق نه جوب
+ جوب نه جوووووووی
مامان بزرگم
من
لغت نامه دهخدا
دیدگاه ها (۱)

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part55صدای جیغ و دادای مامان میومدمامان:نفسسس...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 134♡⁠。⁠)⁩یک سال...

star key ring:4

Multi-Part: 4When you were pregnant, you went to the gym wit...

از حرکت تهیونگ سمت سینک خنده‌م گرفت و آستین تیشرتش رو کشیدم:...

نـفـرتــ#𝑯𝒂𝒕𝒆#𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟓 + میشه بریم توی حیاط بازی کنیم؟خواستم ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط