سناریو
سناریو:
وقتی برادرته و برات خاستگار میاد
نامجون: خدایا مرسی که صدامو شنیدی
جین: یعنی این عنتر قراره دامادمون بشه؟
شوگا: پسره بدبخت نمیدونه داره پا تو چه جهنمی میزاره (خنده)
جیهوپ: یعنی من بالاخره راحت شدم؟
جیمین: هی پسره میدونستی ا/ت با پسر صغرا و کبرا و کوکب قرار میذاشته؟
تهیونگ: خب حالا مهریه قراره چند باشه؟
جونگکوک: آخیششش دیگه کسی نیست خوراکیامو بخوره
وقتی برادرته و برات خاستگار میاد
نامجون: خدایا مرسی که صدامو شنیدی
جین: یعنی این عنتر قراره دامادمون بشه؟
شوگا: پسره بدبخت نمیدونه داره پا تو چه جهنمی میزاره (خنده)
جیهوپ: یعنی من بالاخره راحت شدم؟
جیمین: هی پسره میدونستی ا/ت با پسر صغرا و کبرا و کوکب قرار میذاشته؟
تهیونگ: خب حالا مهریه قراره چند باشه؟
جونگکوک: آخیششش دیگه کسی نیست خوراکیامو بخوره
- ۱.۷k
- ۰۶ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط