نازنیـنـم سـفـــرِ عـشــق هـنـــر مـی خـواهـد

نازنیـنـم سـفـــرِ عـشــق هـنـــر مـی خـواهـد
که نترسی وکمی عرضه خطر میخواهد

بِ نهی سر بدهی جان و بدست اری دل
تواز آن دست نباشی که فقط سرمی خواهد

دل جرات، و کمی همت یک زن اری
بِ زَند کوه و کمر‌ دختر لُر میخواهد

چشم پاک و دل یک شیر ژیان تا بدرد
پرده از ظلم و ستم بر بکشد نر می خواهد

گر کسی هست در این راه رود بسم الله
«یادم امد سفر عشق جگر می خواهد»
دیدگاه ها (۶)

سر بر شانه خدا بگذارتا قصه عشق را چنان زیبا بخواندکه نه از د...

بانواگر هنوز مردی را نیافته ایتا معنای نگاهت را بفهمدکه غم چ...

در پشت غزلهای من ای یار کسی نیست………خوابند همه خفته بیدار کسی...

. برای عشــــــــــق تمنا کن ولی خار نشوبرای عشــــــــــق ق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط