ButYou

#‌B‌u‌t‌_‌Y‌o‌u‌
#P‌a‌r‌t‌¹²

با اشک گفتم.....
+حالا باید چیکارم کنم.....
-چیزی نیست...
سعی کرد با ماساژ دادنم منو آروم کنه.....
جونی برای تقلا کردن نداشتم.....
پس سرم رو روی سینه‌ش گذاشتم و خودمو بهش سپردم.....
برای دومین بار.....
چشمام رو بستم و این فاجعه رو مرور کردم‌......
من رو آورده بود خونه خودش.....
بعد از حمام بهم یه حوله تنپوش داد و خودش کمک کرد بپوشمش....
این پسر آرزوی هر دختری بود....
از جمله خودم....
البته تا قبل از اون شب نحس.....
خودش هم حوله‌ش رو پوشید پوشید و براید منو از حمام برد داخل اتاق....
من رو نشوند رو صندلی با ارتفاع زیادی که جلوی آینه بود....
سشوار رو روشن کرد شروع کرد به خشک کرد موهام.....
بعد از من موهای خودش رو هم خشک کرد....
+ممنون...
-چیزی نیست.....
بهم یه هودی و شلوارک به همراه لباس هاش شخصی خودم داد و منو رو تخت نشوند تا بهم کمک کنه.....
بعدم خودش تیشرت شلوار بلندی پوشید و دوباره بلندم که و تا طبقه پایین برد....
من رو نشوند روی کانتر و گفت...
-چی میخوای؟
+گشنم نیست...
-باید جون بگیری....به چیزی آلرژی داری؟
+نه هرچیزی میتونم بخورم
دیدگاه ها (۰)

#‌B‌u‌t‌_‌Y‌o‌u‌#P‌a‌r‌t‌¹¹صبح روز بعد توی یکجای غریب با درد...

#‌B‌u‌t‌_‌Y‌o‌u‌#P‌a‌r‌t‌¹⁰-خیلی زیبایی برخلاف دوستتمنظورش د...

پارت۱۰بورام تو خونه خودش بود و جلوی گاز وایساده بود و داشت ...

Love and power ❤️⚡️Part 10بعد از رفتن کوک...یه کم توی اتاق ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط