صداش تا حدی ترسناک بود که قلب بیول از شدت ترس لرزید دست ه

صداش تا حدی ترسناک بود که قلب بیول از شدت ترس لرزید دست هایش را گم کرد نه از تهیونگ بلکه از ترس خودش .. تهیونگ بدون معطلی محکم دست سوخته و ترک خورده بیول را گرفت سپس سمت خودش کشاند محکم بیول را چرخی زد و روبه جین کرد زیرا این یک درسی بود تا فقد عظمت خود را نشان دهد چنگش پر از موهای بلند مشکی بیول شد .. تا حدی که دخترک احساس به شدت سر درد می‌ماند ضربان قلبش بالا رفت،
یی با اخم گفت : بس کنید .. دارین چیکار. میکنید زور شما فقد به زنا میرسه
تهیونگ بدون توجه به سخنان مادرش خشن و با عصبانیت داد زد : بگو من چطور بزنمش .. بالا بگو مشت یا سیلی زود باش
جیم عصبی گفت : بس کن منظورم این نبود
تهیونگ خوب متوجه پیوند قبلی جین و بیول بود و می‌دانست بیول برای جین خیلی مهم هست تا حدی که گشتن دیگری را هم انجام میداد
مشت تهیونگ دراز موهای بیول .. ای که حالا پست های زریف و کمی خونیش بالا آمد و تند روی دست تهیونگ گذاشته شد ..
سئو مین با وجود خواهرش آرام و با توجه به یک پوزخند رو لب زل زده بود بهش .. جین بار دیگری داد زد : ولش کن .. تهیونگ پوزخندی زد این عصبانیت تا حدی بود که نخون هایش تو پهلو زریف بیول فرو رفت حتی نیم گونه احساس نمی‌کرد ولی بیول ای که زیر این همه بی احترامی و بد گویی لح شده بود، دیگر توانایی نداشت
دیدگاه ها (۴)

بیول با شانه‌هایی لرزان و چشمانی که از هجوم اشک برق می‌زدند...

در آن موقعیت و در آن ساعتِ شب تمام قدرت عضلاتش را برای لحظه‌...

جین با حرص داد زد : هی داداش تقصیر بیول نیست تقصیر این زن وح...

جینا با شنیدن فریادهای جین شوکه شد و عقب کشید. بیول با آرامش...

تهیونگ خواست آن همه غرق بودنش را جمع کند سپس روی تخت نیم خیز...

عشق اغیشته به خون )پارت ۱۸۷ای چون : اگه نبودی امروز نقشه های...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط