امروز وقتی نگاهم به تقویم روی میز کارم افتاد، دیدم با این

امروز وقتی نگاهم به تقویم روی میز کارم افتاد، دیدم با این که چند روز از ماه جدید گذشته تقویم من همچنان در آخرین روز ماه قبل مانده.
درست مثل بعضی از ما که در روزی، دوره‌ای، آدمی متوقف می‌شویم و هر روز دیگری بعد از آن، برایمان فقط تکرار همان روز خاص، همان آدم خاص و همون دوره خاص می‌شود.
اگر من امروز یک آن متوجه تقویم نمی شدم و آن را ورق نمی‌زدم کس دیگری دست به تقویم روی میز کار من نمیزد.
مراقب تقویمِ روزگارتان باشید
که به موقع ورق بخورد، به دست خودتان
دیدگاه ها (۱)

آخرهفته که شد جاده ی بیخیالی را بگیر و دور شو ...آن قدر دور ...

دل نهادم به صبوری که جز این چاره ندانم... #سعدی‎‌‌‌

صبح تمام عاشقانه ها راباید با تو خواندبا تو بیدار شد صبحانه ...

💫 یک استکان طراوت گل‌های تازه دمیک لقمه آفتاب سحر ناشتای توه...

اولین باری که دیدمت، تقویمِ زندگی‌ام ورق خورد…»یادم هست؛ هوا...

قسمت ۱۵ قلب های شکسته «نمی‌دانم. هنوز تصمیم نگرفتم.»آنها چند...

Forced MarriagePart 54دو هفته گذشته بودفقط دو هفته مونده بود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط