شبانگاه است

شبانگاه است
و رویائی
من و رویای تنهائی
دو چشمم مانده بر راهی
که رفتی و
نمی آیی
شبانگاه است
و رویائی
من و بُغضی ز رسوائی
و چشمی خیسِ
بر راهی
که از آن ره تو باز آئی
شبانگاهی است ،
تماشائی
من و باران و
تنهائی ............
#شهزاد
دیدگاه ها (۱)

زندگی چون آب تا از سر گذشت غرقه ِ غفلت بود ولی شد سرگذشت خوب...

دلم طوفاني از درد است غم اين روزا چه نامرد است مرا در كام خو...

خوشدل از آن بود دل ِ ریش ما یاس سپیدی شده هم کیش ما بوی خوشش...

پریشان از سکوتم پرپر شده از معصیت ِ این همه بی مهری ایام ما...

ای پدر…دیگر خسته شده‌ام.احساس می‌کنم از من روی برگردانیده‌ای...

باران در سئول همیشه بوی خاصی داشت؛ ترکیبی از خاک خیس و خنکای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط