جنون مجنون بودم به منطق لیلی
جنون مجنون بودم به منطق لیلی
که ایستاد دلم در کمال بی میلی!
که ایستاد دلم پشت میله های قفس
که ایستاد و دلم تنگ می شود خیلی!
صدای گربه که از بام خانه افتاده
به گریه ای که در این عاشقانه افتاده
به آخرین رویایش - تبر! - می اندیشد
درخت سبز که در موریانه افتاده
دلی ست پخته شده در میان هر ظرفی
خورشت بادمجان است در شبی برفی
صدای باااد در آواز قورباغه و مرگ
صدای باااد...
و دیگر نمی زنم حرفی...
مهدی موسوی
که ایستاد دلم در کمال بی میلی!
که ایستاد دلم پشت میله های قفس
که ایستاد و دلم تنگ می شود خیلی!
صدای گربه که از بام خانه افتاده
به گریه ای که در این عاشقانه افتاده
به آخرین رویایش - تبر! - می اندیشد
درخت سبز که در موریانه افتاده
دلی ست پخته شده در میان هر ظرفی
خورشت بادمجان است در شبی برفی
صدای باااد در آواز قورباغه و مرگ
صدای باااد...
و دیگر نمی زنم حرفی...
مهدی موسوی
- ۹۱۶
- ۲۲ شهریور ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط